علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
56
آيين حكمرانى ( فارسى )
اما اگر بگويد : « در آنچه به من واگذار شده از من نيابت كن » هم اين احتمال وجود دارد كه چون در اين صيغه هر دو ويژگى را آورده است ، وزارت به همين انشاء منعقد شود و هم اين احتمال هست كه چون اصل وزارت اذنى است كه به عقدى پيشين نياز دارد و از ديگر سوى اذن در احكام عقود وسيلهء صحت اصل عقود نمىشود ، وزارت بدين انشاء منعقد نشود . اگر هم خليفه بگويد : « تو را در آنچه به من واگذار شده نايب خويش ساختم » وزارت به اين صيغه منعقد مىشود ؛ زيرا وى در اين صيغه از اذن محض به الفاظ ويژهء عقود عدول كرده است . سرانجام ، اگر بگويد : « در آنچه به من واگذار شده تو اعمال ولايت كن » وزارت به اين صيغه انعقاد نمىيابد ؛ زيرا اين احتمال وجود دارد كه خليفه خواسته باشد از رهگذر اين خطاب ، شخص را در بررسى امور ، يا اجراى كارها و يا مباشرت آنها نايب ساخته باشد ، و اين در حالى است كه عقود به الفاظى كه در آنها احتمال وجود دارد انعقاد و ابرام نمىيابد ، مگر هنگامى كه تصريح در عبارت به اندازهاى برسد كه احتمال را از آن نفى كند . از ديگر سوى ، اين نيز معلوم است كه در عقود عامى كه خليفگان و پادشاهان انشاء مىكنند آن شروط مؤكّدى كه در ديگر عقود مراعات مىشود مراعات نمىگردد و اين خود به دو علت بازگشت مىكند : نخست آنكه بسنده كردن به سخنان كوتاه و اندك ، به جاى پرگويى ، از عادات پادشاهان است تا جايى كه اين به يك عرف خاص بدل شده است . آنان گاه اصل سخن گفتن را براى خود سنگين مىيابند و ممكن است به اشاره بسنده كنند ، ولى چنين اشارههايى وقتى از فردى كه توان سخن گفتن دارد صورت پذيرد در شرع هيچ حكمى ندارد و از همين روى است كه در مسألهء حاضر به واسطه شيوهء شرع از عرف ويژهء يادشدگان عدول شده است . دوم آنكه چون آنان عقود كمترى را صورت مىدهند به استناد قراين و شواهدى از اين قبيل كه از پيش براى انشاى فرمان خود زمينه چيدهاند و براى آن آماده شدهاند ، الفاظ مجملى كه به كار مىگيرند به مقصود اصلى ايشان تفسير مىشود . اين يك شيوه است اما شيوهء دوم - و البته همين نيز با عرف اين منصب تناسب و همانندى بيشتر دارد - آن است كه بگويد : « به اتكاى نيابت تو از من ، تو را وزير ساختهام » . با اين صيغه ، وزارت انعقاد مىيابد ؛ چرا كه با توجه به عموميت اختيارات وزارت ، خليفه در اين صيغه عموميت حوزه وزير را با عبارت « تو را وزير ساختهام » و نيز نيابت را با عبارت « به اتكاى نيابت تو از من » رسانده و بدين ترتيب از قالب وزارت تنفيذ به وزارت تفويض درآمده است .